مصاحبه اختصاصی شبکه خبری «AnewZ» جمهوری آذربایجان با جناب آقای دمیرچی لو
.
مصاحبه اختصاصی شبکه خبری «AnewZ»
جمهوری آذربایجان با جناب آقای دمیرچی لو
جناب آقای مجتبی دمیرچیلو، سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان، در تاریخ ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ در مصاحبهای اختصاصی با شبکه خبری «AnewZ» به تشریح ابعاد مهمی از تحولات اخیر ایران، اصلاحات اقتصادی، مداخلات خارجی و مسائل امنیت منطقهای پرداخت.
پرسش نخست من ناظر بر تحولات اخیر در جمهوری اسلامی ایران است؛ بهویژه مایلم ارزیابی و دیدگاه جنابعالی را درباره وقایعی که از تاریخ ۲۸ دسامبر آغاز شد، جویا شوم.
اینجانب در بازه زمانی ۲۵ دسامبر تا اواسط ماه ژانویه، در جمهوری اسلامی ایران حضور داشتم و این امکان را یافتم که تحولات رخداده را از نزدیک مشاهده و ارزیابی کنم. لازم میدانم تأکید کنم که آغاز این فرآیند از «بازار» بود. در ایران، بازار صرفاً یک ساختار اقتصادی محسوب نمیشود، بلکه نهادی تاریخی و ریشهدار است که همواره نقشی تعیینکننده در تحولات اجتماعی، سیاسی و حتی مذهبی ایفا کرده است.
خاستگاه این تحولات به تصمیمیبازمیگردد که رئیسجمهور در روزهای پایانی ماه دسامبر اتخاذ کرد. هدف اصلی این تصمیم، یکسانسازی نرخ رسمی و غیررسمی ارز و حرکت بهسوی تکنرخی شدن ارز بود؛ اقدامیکه با هدف اطمینان از آن صورت گرفت که یارانهها بهجای اختصاص به شرکتها و واسطهها، مستقیماً به شهروندان تعلق گیرد. در پی اعلام این سیاست، اعتراضاتی در بازار شکل گرفت، بسیاری از واحدهای صنفی فعالیت خود را متوقف کردند و این پیام به دولت منتقل شد که در چنین شرایطی، استمرار فعالیت اقتصادی ممکن نیست. از آنجا که ساختمان وزارت امور خارجه در قلب بازار تهران واقع شده است، اینجانب شخصاً شاهد این تحولات بودم. در نهایت، رئیسجمهور سران و نمایندگان بازار را به حضور پذیرفت و هیئتی از آنان به جلسات دولت دعوت شد تا دیدگاهها و دغدغههایشان بهصورت مستقیم مطرح گردد. پس از گفتوگوهای مفصل، طرفین به درکی مشترک دست یافتند و پس از چند روز، از منظر بازار، این موضوع حلوفصلشده تلقی شد.
چند روز بعد، اعتراضات دانشجویی در برخی دانشگاهها، بهویژه دانشگاه تهران، شکل گرفت. این امر در بستر سیاسی و اجتماعی ایران پدیدهای غیرمنتظره محسوب نمیشود، چرا که دانشگاهها همواره جایگاهی محوری در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور داشتهاند. هم اعتراضات بازار و هم تجمعات دانشجویی، در این مرحله، ماهیتی مدنی و مسالمتآمیز داشت و از طریق گفتوگو و تعامل به پایان رسید.
با این حال، در تاریخ ۸ ژانویه، شرایط بهطور محسوسی دگرگون شد. فرزند آخرین شاه ایران که مقیم ایالات متحده است و در فعالیتهای اپوزیسیون نقش فعالی دارد، با صدور فراخوانی، مردم را به حضور در خیابانها دعوت کرد. دو روز پیش از آن نیز، رئیسجمهور ایالات متحده در پیامی اعلام کرده بود که در صورت تبدیل اعتراضات به خشونت و بروز تلفات انسانی، مداخله خواهد کرد. این موضعگیری در داخل ایران پرسشهای جدی و ابهامآمیزی را برانگیخت؛ از جمله اینکه قرار است چه کسانی کشته شوند و این حوادث در کجا رخ خواهد داد.
در روز ۸ ژانویه، در حالی که مردم در تجمعات حضور داشتند و هیچگونه انتظار خاصی نسبت به بروز درگیری وجود نداشت، نیروهای پلیس و امنیتی جمهوری اسلامی ایران که بدون سلاح در مقابل ساختمانها و مراکز مستقر شده بودند، بهطور ناگهانی هدف حملات مسلحانه قرار گرفتند. متأسفانه در جریان این حوادث و به دلیل غیرمسلح بودن نیروهای حافظ نظم عمومی، حدود ۳۰۰ تن از مأموران پلیس و نیروهای امنیتی جان خود را از دست دادند. همزمان، شماری از شهروندان عادی حاضر در محل نیز هدف حمله قرار گرفتند و تلفات انسانی قابلتوجهی بر جای ماند.
این رخدادها بهوضوح نشان داد که تحولات مزبور از پیش طراحی و برنامهریزی شده بود. اگر در طرح پیشینِ موسوم به تجاوز نظامی ۱۲ روزه اسرائیل، سناریو بر پایه آغاز حمله نظامی و سپس تحریک اعتراضات داخلی بنا شده بود، اینبار همان الگو بهصورت معکوس پیاده شد: ابتدا ایجاد اغتشاشات داخلی و پس از آن، تدارک حمله نظامی. طی دو شب متوالی، سطح تنشها بهشدت افزایش یافت و نهادهای انتظامی و امنیتی کشور با واقعیتی مواجه شدند که در آن، اعتراضات ماهیت مدنی خود را از دست داده و وارد فاز درگیری مسلحانه شده بود.
در چنین شرایطی، واکنش مقتضی و قانونی نهادهای حاکمیتی برای مهار این آشوبها ـ که دیگر نمیتوانست در چارچوب اعتراضات مدنی تعریف شود ـ به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل گردید. میتوان گفت که از تاریخ ۱۰ ژانویه، این بحران عملاً خاتمه یافت. با این حال، تهدیدهای نظامی ایالات متحده همچنان ادامه داشت و فضای نگرانی و نااطمینانی را در کشور حفظ کرد.
اکنون، اگرچه اعتراضات پایان یافته است، اما پیامدهای این وقایع، خسارات سنگین مادی و معنوی بر جای گذاشته است. شمار قابلتوجهی از شهروندان و نیروهای حافظ امنیت جان خود را از دست دادند و آسیبهای جدی به ساختمانهای عمومی، واحدهای مسکونی و خودروهای شخصی وارد آمده است.
از توضیحات جنابعالی در خصوص تحولات اخیر و وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران سپاسگزارم. با توجه به چالشهای اقتصادی موجود و پویاییهای اجتماعی ـ سیاسی داخلی، ارزیابی شما از شرایط فعلی ایران چیست؟ بهویژه در پرتو فشارهای فزاینده اعمالشده از سوی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، کشورهای همسایه از جمله جمهوری آذربایجان و پاکستان با دقت این تحولات را رصد میکنند. از منظر ثبات داخلی ایران و پیامدهای آن برای امنیت منطقهای، گسترش این فرآیندها که خاستگاه اولیه آنها ماهیتی اقتصادی داشته است، تا چه اندازه میتواند موجب نگرانی کشورهای همسایه باشد؟
کشورهای همسایه ایران نیز به وضوح مشاهده کردند که روندهای جاری در کشور ماهیتی صرفاً طبیعی و خودجوش نداشت. تردیدی نیست که در هر کشوری وقوع اعتراضات مدنی به دلایل مختلف اقتصادی یا اجتماعی محتمل است و با اینگونه تجمعات باید در چارچوب گفتگوهای فرهنگی و مدنی برخورد شود. اما حوادث اخیر در ایران نشان داد که ما با یک موج اعتراض ساده روبرو نیستیم، بلکه با یک فرآیند سیستماتیک مواجهیم که طرح و نقشهای خاص در پس آن نهفته است.
دقیقاً با درک همین نکته بود که کشورهای همسایه با اتخاذ موضع، تأکید کردند که هرگونه مداخله خارجی در منطقه، بهویژه مداخله نظامی، میتواند تبعات فاجعهباری به دنبال داشته باشد. این مسئله چنان حساس است که پیامدهای آن منحصر به مرزهای ایران نمانده و میتوانست کل منطقه را متأثر سازد. در همین راستا، همسایگان ما در رایزنی با ایالات متحده، موضع قاطع خود را ابراز داشته و پیامدهای منفی ناشی از چنین اقداماتی را تبیین کردند.
همزمان، کشورهای همسایه حمایت آشکار خود را از دولت ایران نشان دادند. برخی از همسایگان ما با ارائه کمکهای لازم در حوزههای اطلاعاتی و فنی، از اقدامات مقتضی ایران در مقابله مؤثر با اینگونه تحرکات و تحریکات حمایت کردند.
مایل هستم به سطح روابط دوجانبه میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان بپردازم. جنابعالی از ژوئن ۲۰۲۵ مسئولیت مأموریت دیپلماتیک خود را در این کشور بر عهده داشتهاید. همانگونه که مستحضرید، یکی از ارکان بنیادین راهبرد سیاست خارجی جمهوری آذربایجان بر این اصل استوار است که قلمرو کشور هرگز به بستری برای هرگونه فعالیت علیه کشورهای همسایه تبدیل نشود. با لحاظ این رویکرد اصولی، ارزیابی و تبیین شما از پویاییهای کنونی و وضعیت موجود در مناسبات دوجانبه ایران و جمهوری آذربایجان چیست؟
بسیار خرسندم که اعلام کنم مناسبات دوجانبه ایران و جمهوری آذربایجان به صورت روزافزون در مسیری پویا در حال گسترش است. بهویژه در ماههای اخیر، شاهد افزایش چشمگیر تبادل هیئتهای بلندپایه در حوزههای سیاسی، اقتصادی و سایر بخشها بودهایم. در این میان، باید به سفرهای ارزشمند جناب آقای دکتر پزشکیان، به باکو و همچنین خانکندی اشاره ویژهای داشته باشم.
لازم است بر اهمیت سفر ایشان به خانکندی تأکید کنم؛ در آن مقطع با وجود محدودیتهای پروازی و بسته بودن فضای هوایی ایران (به دلیل شرایط خاص)، جناب آقای پزشکیان با قاطعیت تصریح کردند: «من دعوت برادرم، جناب آقای الهام علیاف را پذیرفتهام و این سفر حتماً باید انجام شود.» بدین ترتیب، این سفر با موفقیت صورت گرفت و دیدارهای بسیار ثمربخش انجام شده در جریان آن، سرآغاز فصل نوینی در مناسبات دو کشور گردید.
بدیهی است که برخی کانونهای قدرت، بهویژه رژیم صهیونیستی، تلاشهای گستردهای به کار میبندند تا ایران را در تقابل با کشورهای همسایه قرار دهند. حتی در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز تحرکات متعددی برای درگیر کردن کشورهای همسایه در آن فرآیندها صورت گرفت. اما خوشبختانه، جمهوری آذربایجان در عالیترین سطح اعلام نمود که هرگز اجازه نداده و نخواهد داد که نیروهای ثالث از قلمرو این کشور علیه همسایه خود، ایران، استفاده کنند.
ما با اولویتبخشی به سیاست «حسن همجواری»، باید روابط دوجانبه خود را بر همین شالوده استوار ادامه دهیم. این امر کاملاً با منافع ملی هر دو دولت همسو است و معتقدم این خطمشی راهبردی باید در آینده نیز با قاطعیت صیانت شود.
موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال اسرائیل بر همگان روشن است. با این حال، جمهوری آذربایجان و اسرائیل طی سالهای اخیر روابط خود را تا سطح یک مشارکت راهبردی توسعه دادهاند و هر دو طرف این مناسبات را در چارچوب منافع ملی خود ارزیابی میکنند. با فرض آنکه این روابط هیچگونه جهتگیری یا کارکردی علیه جمهوری اسلامی ایران نداشته باشد، آیا از منظر تهران، برخورداری جمهوری آذربایجان از روابط دوجانبه، کارکردی و مثبت با اسرائیل قابل پذیرش است؟ به بیان دیگر، آیا چنین فرمولی میتواند از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران مشروع و پذیرفتنی تلقی شود؟
رژیم صهیونیستی در ماهیت خود بر پایههای اشغالگری، تجاوز و نسلکشی بنا شده است و متأسفانه این سیاستهای مخرب بیش از ۸۰ سال است که ادامه دارد. وقایع ماههای اخیر در فلسطین بار دیگر نشان داد که این خطمشی غیرانسانی همچنان بدون تغییر باقی مانده است. از این منظر باید تأکید کرد که ما در این موضوع با یک دولت یا حکومت معمولی طرف نیستیم، بلکه با یک رژیم «استثنایی» مواجهیم که در عرصه بینالمللی حتی با تمامی نهادهای سیاسی دیگر متفاوت است.
در خصوص تأثیر طرفهای ثالث بر مناسبات ایران و جمهوری آذربایجان، باید خاطرنشان سازم که حق حاکمیت جمهوری آذربایجان به این کشور اجازه میدهد با هر طرفی که مایل باشد رابطه برقرار کند و این یک حق طبیعی است. اما در عین حال، عالیترین مقامات جمهوری آذربایجان به صورت رسمی اعلام کردهاند که به هیچ وجه اجازه نخواهند داد از قلمرو این کشور اقدامی علیه کشورهای همسایه صورت گیرد. طبیعتاً انتظار ما نیز این است که از خاک جمهوری آذربایجان علیه ایران استفاده نشود.
با کمال تأسف، روز گذشته شاهد بودیم که وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی در جریان سفر به باکو، با استفاده از خاک جمهوری آذربایجان به عنوان یک تریبون (پلتفرم)، اظهارات تندی را علیه ایران مطرح کرد. این واقعیت بار دیگر اثبات میکند که رژیم مذکور در هر فرصتی، از جمله با سوءاستفاده از خاک جمهوری آذربایجان، برای فعالیت علیه ایران تلاش میکند. خواست ما این است که چنین بستری برای آنها فراهم نگردد.
ظرفیتهای روابط دوجانبه میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان همواره در سطح قابلتوجهی قرار داشته است؛ با این حال، واقعیت آن است که این ظرفیتها تاکنون بهطور کامل به مرحله اجرا و بهرهبرداری نرسیدهاند. در شرایط کنونی که باکو و ایروان به تفاهم برای دستیابی به صلح دست یافتهاند، اجرای پروژههای زیرساختی و ارتباطی ـ از جمله «مسیر ترامپ» ـ با هدف اتصال قلمرو اصلی جمهوری آذربایجان به جمهوری خودمختار نخجوان، در دستور کار قرار گرفته است. همزمان، مسیر جایگزینی تحت عنوان «کریدور ارس» نیز وجود دارد که از طریق خاک جمهوری اسلامی ایران، ارتباط میان جمهوری آذربایجان و نخجوان را برقرار میکند. در چارچوب این پیکربندی جدید منطقهای، ارزیابی و چشمانداز جمهوری اسلامی ایران نسبت به این تحولات چیست و تا چه اندازه میتوان مشارکت و نقشآفرینی این خطوط ارتباطی را در ارتقای همکاریهای اقتصادی و رفاه متقابل دو کشور، واقعبینانه و عملیاتی تلقی کرد.
به عنوان کسی که بیش از سه دهه با واقعیتهای این منطقه آشناست و سابقه بیش از چهار سال فعالیت دیپلماتیک در جمهوری آذربایجان و تصدی مسئولیت سفارت در گرجستان را در کارنامه دارد، باید تأکید کنم که در جهان نمیتوان نمونه دومیبرای نزدیکی و قرابت میان ایران و جمهوری آذربایجان یافت. ما دارای ارزشهای مشترک بیشماری در سطوح تاریخی، فرهنگی و اقتصادی هستیم و پیوندهای عمیق خانوادگی میان ملتهایمان، این وابستگی را دوچندان کرده است. از هر منظری که به این مناسبات بنگریم، شاهد یک وحدت ناگسستنی هستیم؛ این بدان معناست که منافع ملی ما در نقاط بسیاری بر هم منطبق شده و ما توانایی بهرهبرداری متقابل از این علایق مشترک را داریم. توسعه روابط ما مستقیماً در خدمت رفاه هر دو دولت، هر دو کشور و هر دو ملت است.
در عین حال، نباید از یاد برد که استقرار صلح و امنیت در منطقه، رکن اصلی بسترساز برای توسعه اقتصادی است. موضع اصولی ما همواره بر این بوده که منازعات منطقهای باید به طور کامل برچیده شده و ثبات برقرار گردد. امروزه در دورانی هستیم که شرایط مساعدی برای بازسازی صلح فراهم شده است. با این حال، باید به خاطر داشت که هر عامل خارجی که هدفش برهم زدن ثبات منطقه باشد، نه تنها برای کشورهای منطقه، بلکه برای تمامی همسایگان یک منبع تهدید جدی محسوب میشود. از نظر ما، هر طرحی که منافع خودِ منطقه را نادیده گرفته و صرفاً اهداف ژئوپلیتیک یکجانبه را دنبال کند، مغایر با معماری امنیتی منطقه است.
معتقدیم پروژههای مشترک در حوزههای اقتصادی، بهویژه در بخش حملونقل و لجستیک، برای تمامی طرفها سودمند خواهد بود. در خصوص ارتباط با نخجوان، باید تصریح کنم که طی ۳۵ سال گذشته، تمامی ترددهای باری و مسافری میان خاک اصلی جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان از طریق خاک ایران صورت گرفته و این روند همچنان ادامه دارد. در حال حاضر در چارچوب پروژه «کریدور ارس»، عملیات گستردهای برای توسعه و مدرنسازی این مسیر در جریان است. بنده شخصاً در ماههای اخیر دو بار از روند عملیات اجرایی در منطقه بازدید کرده و شاهد پیشرفت سریع کارها بودهام. برای بهرهبرداری کامل از این پتانسیل، گذرگاه مرزی جدید و پلی مدرن بر روی رودخانه ارس در حال احداث است که امیدواریم در آیندهای نزدیک، مراسم افتتاح رسمی این زیرساختها برگزار شود. موضع رسمی ایران، حمایت همهجانبه از توسعه خطوط ارتباطی و مواصلاتی در منطقه است که مبنای آن، شکوفایی اقتصادی تمامیکشورهای منطقه میباشد.
آیا از اظهارات شما میتوان اینگونه استنباط کرد که جمهوری اسلامی ایران با ایده اتصال خاک اصلی جمهوری آذربایجان به نخجوان از طریق ارمنستان (به موازات کریدور ارس) مخالفتی ندارد؟ به عبارتی دیگر، آیا تهران در قبال «کریدور زنگزور» یا مسیرهای حملونقلی از این دست، اعتراض یا مانعی نمیبیند؟
موضع اصولی جمهوری اسلامی ایران بر حمایت از هرگونه پروژهای استوار است که کشورها را در حوزه حملونقل به یکدیگر پیوند داده و زمینهساز شکوفایی اقتصادی در سطح منطقه گردد. با این حال، در این عرصه باید نهایت درایت و احتیاط را به کار بست؛ ما نباید اجازه دهیم هیچگونه ابتکار عملی که با سودای تأمین منافع خاص ژئوپلیتیک طراحی شده و درصدد خدشهدار کردن منافع جمعی و عمومی منطقه است، به مرحله اجرا درآید.
با درک کامل اینکه پاسخهای جنابعالی با نهایت دقت و ملاحظه و مبتنی بر ظرایف دیپلماتیک تنظیم میشود، این پرسش مطرح است که آیا میتوان برداشت کرد جمهوری اسلامی ایران اصولاً مخالفتی با «کریدور زنگزور» یا سایر پروژههای ترانزیتی مشابه ندارد؟ یا آنکه نگاه تهران به این موضوع، اساساً از منظر ملاحظات و تنشهای ژئوپلیتیک شکل گرفته است؟
همانطور که پیشتر اشاره کردم، هر پروژهای در حوزه حملونقل – فارغ از نامیکه بر آن نهاده میشود – چنانچه در خدمت حفظ صلح، ثبات منطقه و شکوفایی اقتصادی باشد، طبیعتاً مورد حمایت ماست. اما، اگر طرحی در پسِ خود اهداف خاص ژئوپلیتیک را دنبال کند و در ماهیت خود با منافع ملی ایران در تضاد باشد، بدون شک جمهوری اسلامی ایران چنین وضعیتی را تحمل نخواهد کرد.
معتقدم که پرسشهای من به قدر کافی روشن و صریح بود و هر کسی که با ظرایف زبان دیپلماسی آشنایی داشته باشد، نکاتی را که شما بر آنها تأکید ورزیدید، به طور کامل درک خواهد کرد. جناب سفیر، از اینکه وقت ارزشمند خود را در اختیار ما قرار داده و این اطلاعات جامع و مشروح را ارائه نمودید، صمیمانه و عمیقاً از شما سپاسگزارم.
بسیار سپاسگزارم، بنده نیز از شما تشکر میکنم.
https://anewz.tv/region/middle-east/17609/irans-position-on-azerbaijan-israel-ties-and-regional-connectivity/news
***